15 شعر دلخراش درباره از دست دادن یک دوستی

15 شعر دلخراش درباره از دست دادن یک دوستی
Sandra Thomas

آیا راه شما و یکی از دوستانتان از هم جدا شده است؟

شاید دوستی شما به دلیل خیانت و جریحه دار شدن احساسات به پایان رسیده است.

یا شاید یکی از شما دور شده باشد، و این فاصله باعث شده تا ارتباط نزدیک شما را از دست داده باشد.

از دست دادن یک دوست دردناک است، مهم نیست دلیل آن چیست - به خصوص دوستی که شما سال هاست که می شناسم و دوست دارم

اگر به دنبال شعر دوست گمشده هستید که احساسات و درد شما را بیان می کند، به مجموعه زیر نگاه نکنید.

چیزی پیدا خواهید کرد که غم و اندوه و فقدانی را که احساس می‌کنید تأیید می‌کند.

15 شعر دلخراش درباره از دست دادن یک دوستی

شعر زبانی جهانی است که به ما امکان می دهد معنا و قدرت تجربیات خود را تعریف کنیم. این اشعار در مورد دوستی شکسته به شما کمک می کند افکار و احساسات خود را تقطیر کنید تا بتوانید در خودآگاهی به جلو حرکت کنید.

درخت سمی اثر ویلیام بلیک

من عصبانی بودم با دوستم:

من به خشم خود گفتم، خشم من تمام شد.

من از دشمنم عصبانی بودم:

نگفتم، خشم من افزایش یافت.

و از ترس آبیاری کردم

شب و amp; صبح با اشکهایم؛

و من آن را با لبخندها آفتاب گرفتم،

و با نیرنگهای فریبکارانه نرم.

و روز و شب رشد کرد،

تا زمانی که سیبی روشن به بار آورد.

و دشمن من آن را دید که می درخشد،

و می دانست که آن مال من است،

و در باغ من دزدی کرد،

0>هنگامی که شب قطب را پوشانده بود؛

صبح خوشحالمببینید

دشمن من زیر درخت دراز شده است.

اوه، اوه، شما برای آن کلمه از ادنا سنت وینسنت میلی متاسف خواهید شد

اوه اوه، از این کلمه پشیمان خواهی شد!

کتابم را پس بده و به جای آن بوسه ام را بگیر.

آیا دشمن من بود یا دوستم که شنیدم،

“ چه کتاب بزرگی برای چنین سر کوچکی!»

بیا، اکنون جدیدترین کلاهم را به شما نشان خواهم داد،

و ممکن است تماشا کنید که دهانم را جمع می کنم و چنگ می زنم!

اوه، من هنوز تو را دوست خواهم داشت، و همه اینها.

دیگر هرگز به تو نمی گویم که چه فکری می کنم.

من شیرین و حیله گر، نرم و حیله گر خواهم بود.

دیگر مرا در حال خواندن نخواهید گرفت:

من را همسری می نامند تا الگو بگیرم؛

و روزی وقتی در را می کوبید و فشار می دهید،

همچنین ببینید: 41 شروع از نقل قول برای الهام بخشیدن به شما

بعضی روز عاقلانه، نه خیلی روشن و نه خیلی طوفانی،

من خواهم رفت و شما ممکن است برای من سوت بزنید.

ما هرگز رها نمی کنیم نوشته جوسلین سوریانو

ما واقعاً عشق را رها نمی‌کنیم؛

ما به آن چنگ می‌زنیم.

به آنچه باقی می‌ماند چنگ می‌زنیم

بعد از اینکه همه تفاله‌ها دور ریخته می‌شوند.

و بعد از اینکه همه دردها

قلب را پاک کرده است،

ما می دانیم که فقط به بخشی

با چیزهایی نیاز داریم که دوام ندارند.

اما ما به آنچه خالص است چنگ می زنیم؛

ما حقیقتی را که یافته ایم گرامی می داریم.

و آنچه زیباست همیشه باقی خواهد ماند

زیرا ما هرگز واقعاً هرگز عشق را رها کن.

ریکاوری این است: توسط خوانسن دیزون

رها کردن زندگی فعلی

با پذیرش درد

همانطور که یک را ایجاد می کنیدفضای جدید

برای خودتان که در آن کمتر احتمال دارد

محرک شوید. جایی که بیشتر احتمال دارد

خلأ خود را با چیزهایی که برای شما مفید هستند پر کنید

این زمانی بود که جستجو را متوقف کردم توسط روپی کاور

زمانی بود که جستجوی

برای خانه در درون دیگران را متوقف کردم

و پایه های

خانه را با درون خودم بالا بردم

من متوجه شدم که هیچ ریشه ای صمیمی تر وجود ندارد

آنهایی که بین ذهن و بدن هستند

که تصمیم گرفته است کامل باشد.

یک دوستی شکسته اثر ساموئل تیلور کولریج

افسوس! آنها در جوانی با هم دوست بودند؛

اما زمزمه زبان ها می تواند حقیقت را مسموم کند؛

و پایداری در قلمروهای بالا زندگی می کند؛

و زندگی خاردار است و جوانی بیهوده؛

و عصبانی شدن نسبت به کسی که دوستش داریم،

مثل دیوانگی در مغز عمل می کند. رولاند و سر لئولین.

هر کدام سخنان بسیار تحقیرآمیزی به زبان آوردند

و به بهترین برادر قلبش توهین کردند:

آنها از هم جدا شدند - دیگر ملاقاتی ندارند!

اما هیچکدام دیگری پیدا نکردند

برای رهایی قلب توخالی از نقاشی -

آنها دور ایستادند، زخم ها باقی ماندند،

مثل صخره هایی که از هم جدا شده بودند.

دریای دلگیر اکنون بین آنها جریان دارد. –

اما نه گرما، نه یخبندان، و نه رعد و برق

به کلی از بین نخواهند رفت، من،

نشانه های آن چیزی که قبلا بوده است.

خداحافظ عزیزترین دوست من توسط لیلانی هرموساپترسن

سخت ترین قسمت هر دوستی

وقتی است که زمان خداحافظی فرا رسیده است،

و با وجود اینکه آرزو داشتم می توانستم کاری کنم که بمانی،

می دانم که باید به تو اجازه دهم بال هایت را باز کنی و پرواز کنی.

زیرا زندگی سفری است که باید طی شود،

و مطمئن هستم که از پس آن برخواهی آمد. .

فقط می خواهم بدانی و هرگز فراموش نکنی

که مطمئناً دلم برایت تنگ خواهد شد.

پس قلبت را دنبال کن و هرگز تسلیم نشو،

همانطور که رویاها و آرزوها به حقیقت می پیوندند.

می دانم که روزی دوباره همدیگر را ملاقات خواهیم کرد،

پس فراموش نکنید که برای شما دعا خواهم کرد.

دوستی شکسته شده توسط جان راسل مک کارتی

گیج و رانده در مکانی روشن،

سیاه و بزرگ، این دو با جسارت به نظر می رسید

تقریباً درک می کردند. هوشیاری آنها

مثل میخک‌هایی که در حال چرخش هستند به یکدیگر چسبیده بود و چسبیده بودند؛

چسبیدن آنها تا حدودی بر چرخش حاکم بود، خنده را تضمین می‌کرد، وحشت را از بین می‌برد.

>به طور ناگهانی یک چرخش

درست را می شکند. این دو گردابی

به‌هم‌ریخته و دست‌های کبود شده را می‌مالند؛

حتی آنها خشم را به سردرگمی و انگیزه بی‌پایان می‌افزایند.

همچنین ببینید: 89 نقل قول درونگرا که متناسب با تیپ شخصیتی شماست

به زودی قدرت با تمام کردن

با این دو آگاهی، آنها را به عنوان آهک پرنده می ریزد

برای حل پاکیزه کرم ها.

آیا سنگ می تواند بداند؟

در بلک واتر وودز (گزیده) نوشته مری الیور

برای زندگی در این دنیا

شما باید بتوانید

سه کار را انجام دهید:

دوست داشتن آنچه هستفانی؛

آن را نگه دارید

در برابر استخوان های خود بدانید

زندگی خودتان به آن بستگی دارد؛

و زمانی که زمان رها کردن آن فرا می رسد ,

رهاش کن.

تنهایی خود را تسلیم مکن اثر حافظ

تنهایی خود را به این سرعت تسلیم مکن

بگذارید عمیق تر شود.

اجازه دهید تخمیر و مزه دار شود

تا آنجا که مواد انسانی یا حتی الهی می توانند.

امشب چیزی در قلب من کم است

چشم هایم را بسیار نرم کرده

صدای من را بسیار لطیف کرده

نیاز من به خدا

کاملاً واضح است.

مقالات مرتبط بیشتر

99 مورد از بهترین جملات در مورد پشیمانی

20 نشانه دوستان جعلی و نحوه برخورد با آنها

11 دلیل اصلی که مردم پشت سر شما صحبت می کنند و چه کاری باید در مورد آن انجام دهید

خیانت توسط دن مک دونالد

یک پژواک در شب محو می شود ,

یک صدای غم انگیز وهم انگیز.

یک ستاره در حال تیراندازی از دید ناپدید می شود،

و من روی زمین فرو می ریزم.

هیچ زندگی در این وجود ندارد باغ؛

گریه های من تنها صداست.

چشمه ی عسلی را مسموم کرده ام

جایی که عشق تو پیدا می شد.

گیج و مبهوت خیره می شوم در ستارگان بالا،

زوزه های غمگین من شب را پر می کند!

خیانت ناخواسته به عشق

تو را از نظر من پنهان کرده است.

به یاد می آورم که چگونه قبلاً

وقتی ترس ها و لذت هایمان را به اشتراک می گذاشتیم.

شما برای من دوست ارزشمندی هستید.

چگونه می توانم همه چیز را درست کنم؟

احساس ترس، سرما وتنها هستم،

من مشتاقم که به تو بگویم چه احساسی دارم،

اما تو نمیخواهی صدای من را بشنوی.

درد برای تو بسیار واقعی است.

آیا باید عقب نشینی کنم و دیواری بسازم

و جلوی احساسم را بگیرم؟

یا باید با شما تماس بگیرم؟

هر دوی ما به مقداری نیاز داریم زمان بهبودی است.

یک پژواک در شب محو می شود

همانطور که دوستی ما از بین می رود.

از کجا بدانم چه چیزی درست است؟

چگونه می توانم ترس هایم را کاهش دهم؟

اگر دوباره با شما تماس بگیرم،

آیا زخم های قدیمی دوباره ظاهر می شوند؟

نمی توانم تحمل کنم که باعث درد شما شوم.

آزار دادن دوباره به تو بدترین ترس من است!

Tug o' War اثر Shel Silverstein

من در طناب کشی بازی نخواهم کرد.

ترجیح می دهم در hug o' war بازی کنم،

جایی که همه در آغوش می گیرند

به جای یدک کشیدن،

جایی که همه می خندند

و روی فرش غلت می زنند ،

جایی که همه می بوسند،

و همه پوزخند می زنند،

و همه در آغوش می گیرند،

و همه برنده می شوند.

دست بدهید، ما هرگز دوست نخواهیم بود نوشته A.E. Housman

دست بدهید، ما هرگز دوست نخواهیم بود، همه چیز تمام شده است؛

من فقط هر چه بیشتر تلاش می کنم شما را آزار می دهم.

همه چیز اشتباهی است که تا به حال انجام داده ام یا گفته ام،

و هیچ کمکی به آن در این سر کسل کننده نمی کند:

دست بدهید، این شانس است، خداحافظ…

اما اگر به جاده‌ای رسیدید که در آن خطر

یا گناه یا رنج یا شرم را به اشتراک بگذارید،

به پسری که شما را دوست دارد، نیکو باشید

و روح که به دنیا آمد تا برای تو بمیرد،

و سوت بزن و من آنجا خواهم بود.

دوست عزیز توسطگرینل ویلز

دوست عزیز، خداحافظی سخت است،

و از آن سخت تر است که بگوییم،

در کلمات جدایی، چقدر محکم است

ما اکنون در این خداحافظی از هم جدا می شویم.

همه ما دلتنگ لطف مهربان تو خواهیم بود.

دست مشتاق و چهره شاد تو؛

هیچ دوست دیگری جای تو می تواند پر شود.

اگرچه غایب هستیم، باز هم ادعای تو را خواهیم داشت؛

خداوند به کاری که آغاز کرده ای برکت دهد،

و در سال های آینده از تو محافظت کند.

و هنگامی که قلبت خسته یا تنها شد.

برگرد و در این خانه خود استراحت کن.

احساس از دست دادن او توسط ریموند ای>

ایستادن، راه رفتن، آمدن به خط

برای لحظه ای سلام و احوالپرسی، اشتراک گذاری

اما یک عکس فوری، یک انفجار، از احساسی که داشتم،

بسیار کوچک در مقایسه با عظمت

واقعیت از دست دادن شما.

احساس کوچکی، ایستادن در صف،

قبل از اینکه به شما نزدیک شوم.

به این فکر می کنم که فقدان او برای من چه معنا دارد

، برای خیلی ها،

همانطور که در روزنامه نوشته شده

زمزمه در دادگاه، پشت تلفن<1 بدون تمرین‌کننده بهتر است، واقعاً.

از کمک او به من،

هدایت و رد،

عذاب و سرزنش

احساس از دست دادن او

به شدت، هنوز.

کاربردهای غم و اندوه اثر مری الیور

کسی که زمانی دوستش داشتم

جعبه ای پر از تاریکی به من داد.

سالها طول کشیددرک کنید که

این نیز یک هدیه بود.

آیا شعر دوست گمشده ای را پیدا کردید که با شما صحبت کند؟

به یاد داشته باشید که از دست دادن یک دوستی همیشه باعث نمی شود

یعنی دوستی شما بیهوده بود. شما

به دلیل رابطه بزرگ شده اید و آنچه را که

در یک دوست واقعی نیاز دارید، آموخته اید.




Sandra Thomas
Sandra Thomas
ساندرا توماس یک متخصص روابط و علاقه‌مند به خودسازی است که مشتاق کمک به افراد برای ایجاد زندگی سالم‌تر و شادتر است. پس از سال‌ها تحصیل در رشته روان‌شناسی، ساندرا شروع به کار با جوامع مختلف کرد و فعالانه به دنبال راه‌هایی برای حمایت از مردان و زنان برای ایجاد روابط معنادارتر با خود و دیگران بود. در طول سال‌ها، او با افراد و زوج‌های متعددی کار کرده است و به آنها کمک می‌کند تا در مسائلی مانند اختلال در ارتباطات، درگیری‌ها، خیانت، مسائل مربوط به عزت نفس و بسیاری موارد دیگر پیمایش کنند. وقتی ساندرا به مشتریان مربی نمی‌دهد یا در وبلاگش نمی‌نویسد، از سفر کردن، تمرین یوگا و گذراندن وقت با خانواده‌اش لذت می‌برد. ساندرا با رویکرد دلسوزانه و در عین حال صریح خود به خوانندگان کمک می کند تا دیدگاه تازه ای در مورد روابط خود به دست آورند و آنها را برای رسیدن به بهترین خود توانمند می کند.