21 نشانه که نشان می دهد در یک رابطه خود را از دست می دهید

21 نشانه که نشان می دهد در یک رابطه خود را از دست می دهید
Sandra Thomas

فهرست مطالب

شما این احساس را می شناسید - احساسی که هنگام ملاقات با شخص جدیدی زانوهایتان را ضعیف می کند و جرقه ها به پرواز در می آیند .

شما می خواهید دائماً در کنار یکدیگر باشید و شدیداً می خواهید همدیگر را راضی کنید.

مراحل ابتدایی روابط هیجان انگیز است و مقدار زیادی از زمان و انرژی شما را مصرف می کند

این تا حدی طبیعی است، اما چه اتفاقی می‌افتد وقتی بیش از حد درگیر یا وابسته می‌شوید و دوستان، خانواده و استقلال خود را در خاک رها می‌کنید؟

از دست دادن خود در یک رابطه به چه معناست ?

در حالی که تغییرات روتین شما در یک رابطه جدید تا حدی طبیعی است، مشکلات زمانی رخ می دهد که در نتیجه فردیت خود را از دست می دهید.

شما تمایل دارید که در "ما" یا "او/او" مکیده شوید و خیلی از "شما" را از دست بدهید.

این به تدریج و به روش های کوچک اتفاق می افتد و منتهی می شود. از هجوم هورمون هایی که با ارتباط هیجان انگیز و جدید خود تجربه می کنید.

تمرکز شما بیشتر بر روی شیمی و جاذبه فیزیکی بین شریک زندگیتان و شماست، که باعث می شود کمتر متوجه علائم قرمز بالقوه رابطه شوید. احساس خوب بودن احساس خوبی است، و شما بیشتر از این احساسات شاد را می خواهید.

آیا طبیعی است که خود را در یک رابطه از دست بدهید؟

برخی تغییرات در روابط طبیعی است.

شما فرد جدیدی دارید که با او شام بخورید، برنامه ریزی کنید و تجربیات خود را به اشتراک بگذارید.

این طبیعی است که بخواهید با شریک زندگی خود وقت بگذرانید - بعد از آنبه خود احترام بگذار و مراقب خودت باش خودت را خوشحال کن

  • بیش از حد مصالحه نکنید. تعادل سالمی در دادن و گرفتن ایجاد کنید که به هر دوی شما امکان می دهد احساس حمایت کنید.
  • نه گفتن را بیاموزید. به افکار، عقاید و ترجیحات خود وفادار بمانید. وقتی مخالفت می کنید یا چیزی باعث ناراحتی شما می شود، صحبت کنید.
  • رابطه سالم رابطه ای است که در آن احساس شادی و ارتباط با شریک زندگی خود داشته باشید در حالی که هر کدام استقلال خود را بدون احساس گناه یا دروغ گفتن حفظ می کنید.

    شما لایق هستید و قادر به ایجاد ارتباط معنادار با کسی هستید که شما را دوست دارد و بهترین ها را برای شما می خواهد. می تواند 100% استقلال خود را بازیابد و زندگی مورد علاقه خود را داشته باشد - با یا بدون شریک زندگی.

    همه، اینگونه است که شما یکدیگر را می شناسید و تعیین می کنید که آیا می خواهید رابطه خود را توسعه دهید یا خیر.

    با این حال، طبیعی نیست که همه چیزهایی را که هستید و هرکسی را که می شناسید کنار بگذارید تا به شریک زندگی خود نزدیک تر باشید.

    21 نشانه ای که نشان می دهد خود را در یک رابطه از دست می دهید

    ممکن است وقتی برای یک دوست اتفاق می افتد واضح باشد، اما زمانی که برای شما اتفاق می افتد تشخیص از دست دادن خود در یک رابطه دشوار است.

    شاید شما به تازگی هویت خود را از دست داده اید، یا ممکن است مدت ها از بین رفته باشد. در ادامه بخوانید تا در مورد پرچم های قرمزی که به از دست دادن خود در رابطه شما اشاره می کند، بیاموزید.

    1. شما هیچ وقت "من" را در اولویت قرار نمی دهید.

    زمان تنهایی بخش مهمی از حفظ هویت شماست.

    اگر متوجه شدید که از فعالیت های انفرادی که قبلاً از آن لذت می بردید اجتناب می کنید، ممکن است بخواهید یک قدم به عقب بردارید و بررسی کنید که چرا اینطور است.

    لغو ماساژ معمولی خود، نادیده گرفتن تمرینات روزانه در باشگاه، یا تغییر ساختار روال همیشه مهم صبحگاهی خود به نفع گذراندن وقت با دوست پسر یا دوست دخترتان، نشانه های احتمالی روابط هستند.

    2. شما زندگی اجتماعی خود را رها کرده اید.

    تقویم اجتماعی که قبلاً پر شده بود دیگر سرریز نمی شود. شما دوستان و خانواده خود را بسیار کمتر می بینید، یا شاید دیگر اصلاً نمی بینید.

    همچنین ببینید: 17 نشانه یک درونگرا برونگرا

    شما با آنها صحبت نمی کنید یا برای آنها وقت ندارید، و چند روز طول می کشد تا پیامک ها و تماس های تلفنی را برگردانید - اگر اصلاً آنها را برگردانید.

    اگر دیگر با افرادی که زمانی مهم بودند صحبت نکنیددر زندگی خود، ممکن است خود را از دست بدهید.

    3. شریک زندگی شما تنها تمرکز شماست.

    هر کاری که انجام می دهید برای او یا "ما" است. شما به سمت لباس‌هایی که دوست دارد شما را در آن ببیند، غذاها و نوشیدنی‌هایی که از آن لذت می‌برد و فعالیت‌هایی که ترجیح می‌دهد جذب می‌شوید.

    شما کاملاً مسئول خوشحالی و احساسات آنها هستید و آنها را به عنوان متعلق به خود می‌پذیرید. فراتر از نگرانی عمومی برای زندگی و رفاه شریک زندگی خود، شما در رفع هر نیاز و حل هر مشکلی وسواس دارید.

    4. شما نمی توانید درباره هیچ چیز یا هیچ کس دیگری فکر یا صحبت کنید.

    این طبیعی است که زیاد به شریک زندگی خود فکر کنید، به خصوص در مراحل ابتدایی رابطه. اما مشکل در تمرکز یا فکر کردن در مورد چیزهای دیگر یا صرف زمان زیاد برای پی بردن به خواسته ها و نیازهای آنها ناسالم است.

    دوستان واقعی وقتی یک رابطه جدید را شروع می کنید برای شما خوشحال می شوند اما اگر در مورد شریک زندگی خود صحبت کنید توجه کنید. رابطه شما آنقدر زیاد است که دیگران آن را آزاردهنده می دانند.

    5. شما «I/me/mine» را با «we/us/ours» جایگزین کرده‌اید.

    طبیعی است که وقتی در یک رابطه هستید تغییری در استفاده از ضمیر تجربه کنید، اما به طور خودکار شریک زندگی خود را در همه چیز شامل می‌شود. شما می گویید و انجام می دهید نیست.

    شما فرض می‌کنید که دعوت‌نامه‌ها شامل آن‌ها می‌شود، و همیشه شریک زندگی‌تان را هنگام ابراز علاقه‌تان در میان می‌گذارید - ما عاشق مزه کردن شراب هستیم، ما عاشق خواندن هستیم، می‌خواهیم تابستان آینده آن گروه را ببینیم.

    این الگو منجر به الفاز دست دادن فردیت

    6. نظرات شما دیگر متعلق به شما نیست.

    تغییر منطقی نظر خود در مورد چیزی پس از ارائه استدلال یا مدرک قوی برای حمایت از دیدگاه دیگر توسط شریک زندگی، با تغییر عقاید شما برای حفظ آرامش یا به این دلیل که احساس ناراحتی می کنید متفاوت است. مخالفت کردن.

    همیشه مسائل را از منظر شریک زندگی خود بدون توجه به ارزش ها و باورهای خود ببینید، نشانگر بزرگی از گم شدن در رابطه شماست.

    7. شما دیگر رویاها و اهداف خود را دنبال نمی کنید.

    تمرکز شما بر رویاها، اهداف و خواسته های شریک زندگی تان است. نیازها و خواسته های شما کنار گذاشته شده اند و عزم و اراده خود را برای یادگیری و رشد از دست داده اید.

    مطمئن نیستید یا نسبت به آنچه می‌خواهید یا احساستان احساس ناراحتی می‌کنید، تلاش بیشتری برای کمک به شریک زندگی خود انجام می‌دهید تا اینکه سعی کنید بفهمید چه چیزی برای شما بهترین است.

    8. شما احساسات خود را زیر سوال می برید.

    شما از احساسات خود مطمئن نیستید و از خواسته های خود گیج شده اید. شما در مورد آنچه می خواهید، زمانی که آن را می خواهید، چگونه برای به دست آوردن آن اقدام کنید، و اینکه آیا حتی ارزش دنبال کردن آن را دارد، نامطمئن هستید.

    نیازها، خواسته‌ها و خواسته‌های شما به قدری با همسرتان در هم تنیده شده است که تقریباً غیرممکن است که بگویید به کجا ختم می‌شود و از کجا شروع می‌کنید.

    9. شما به همسرتان وابسته هستید.

    شما خودتان نیستید و نزدیک ترین افراد به شما متوجه این موضوع می شوند. شما نمی توانید کارها را بدون انجام دهیدشریک زندگی شما و همه تصمیمات شما حول محور آنها می چرخد.

    همچنین ببینید: 15 معانی معنوی احتمالی خواب در مورد سابق خود

    شما همیشه قبل از تصمیم گیری از شریک زندگی خود نظر یا اجازه می خواهید. این فراتر از صرف نصیحت کردن یا پذیرش حمایت است—شما منتظر تأیید آنها هستید.

    هر کاری که انجام می دهید حول آن چیزی است که فکر می کنید نظر شریک زندگی تان خواهد بود.

    10. شما اختلافات خود را به حداقل می‌رسانید یا کم‌اهمیت می‌شمارید.

    در صورت مخالفت با شریک زندگی‌تان از بیان نظر خود دریغ می‌کنید. شما تظاهر به علاقه به چیزهایی می کنید که آنها دوست دارند و خود را مجبور به مشارکت می کنید – نه برای درک و حمایت از آنها، بلکه در تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن.

    نیاز شما به ارتباطات باعث می شود تا شما را برای هر اتفاقی که اشتباه پیش می آید، سرزنش کنید، بهانه. و حتی حمایت از رفتارهایی که قبلاً خلاف اخلاق و معیارهای شما بود.

    11. دلت برای مجرد بودن تنگ شده است.

    شما آرزوی روزهایی را دارید که از نظر عاشقانه به هم وابسته نبودید - زمانی که هر کاری می خواستید، هر زمان که می خواستید، با هرکسی که می خواستید انجام می دادید، بدون اینکه مجبور باشید شریک زندگی خود را به روز کنید.

    شما کارهای سرگرم کننده‌ای را که قبلا انجام می‌دادید، دوستانی که با آنها وقت می‌گذرانید، فعالیت‌هایی که زمان شما را اشغال می‌کردند، به یاد می‌آورید، و تصمیم‌گیری برای شام چقدر آسان بود.

    12. شما تنها کسی هستید که مصالحه می‌کنید.

    چه چیزی را تماشا کنید، کجا بخورید، و آخر هفته آینده با چه کسی معاشرت کنید، همگی به شریک زندگی‌تان بستگی دارد.

    فقدان دادن و گرفتن بین شما وجود دارد،و هنگامی که نظرات شما متفاوت است سریعاً مصالحه می کنید. همیشه این شما هستید که تسلیم می شوید و به چیز دیگری رضایت می دهید، چیزی که آنها ترجیح می دهند، حتی زمانی که شما آن را دوست ندارید.

    تسلیم شدن گاهی اشکالی ندارد، اما تسلیم شدن بیشتر از گرفتن منجر به مشکلات جدی می شود.

    13. فرصت ها را از دست می دهید.

    هرچقدر هم بزرگ یا کوچک، تغییر دهنده زندگی یا لحظه ای باشد، اغلب فرصت هایی را از دست می دهید که اگر در یک رابطه نبودید بله می گویید - سفرهای جاده ای با دوستان، فرصت ملاقات با یک مربی، یک مربی بزرگ. پیشنهاد شغلی یا بورسیه تحصیلی

    چیزهایی که شما را از شریکتان دور می کند یا فاصله های زیادی بین شما ایجاد می کند - حتی چیزهای کوچک مانند شام با دوستان یا گذراندن روز در یک استخر عمومی در یک روز گرم تابستان - بدون فکر دیگری کنار گذاشته می شوند.

    14. رابطه شما فاقد حد و مرز است.

    اگر شما و شریک زندگی تان در رابطه با چه چیزی خوب است و چه چیزی خوب نیست صحبت نکنید، در خطر سوء استفاده قرار گرفته اید و به حریم خصوصی شما تجاوز می شود. مرزهای نامشخص یا ناموجود می تواند منجر به بی احترامی عمومی نسبت به شما شود. آنها می توانند باعث شوند که با چیزهایی خارج از منطقه راحتی خود کنار بیایید - چیزهایی که بعداً برای آنها بهانه می آورید.

    15. شما همیشه می گویید بله.

    شاید ذاتاً خشنود کننده مردم باشید. شما نمی توانید نه بگویید و تمایل دارید که نیازها و ترجیحات شریک زندگی خود را بر نیازهای خود ترجیح دهید. برای جلوگیری از دعوا تسلیم می شوید. از ترس ارزش های خود را رها می کنیددر مورد جدایی.

    شما ممکن است در ابتدا سرگرمی ها، علایق و سایر روابط را به میل رها کنید، در حالی که بعداً ممکن است به این دلیل باشد که شریک زندگی تان شما را می سازد.

    16. تصور شما از خود کم است.

    هنگامی که هویت خود را در یک رابطه از دست می دهید، نظر شما نسبت به خودتان به پایین می رود.

    می تواند منجر به شک و تردید به خود و از دست دادن اعتماد به نفس شود. نسبت به خودتان احساس بدی دارید و شاید برای حفظ ظاهرتان وقت نمی گذارید. از توانایی خود در جلب رضایت شریک زندگی خود احساس ناکافی و ناراضی می کنید. شما احساس می کنید کافی نیستید و هرگز کافی نخواهید بود.

    تصویر شما از خود بستگی به نوع نگاه آنها به شما دارد.

    مقالات مرتبط بیشتر

    29 جملات نشاط آور برای کمک به شما برای توقف بیش از حد فکر کردن

    15 نشانه مهمی که باید بدهید به او ادامه دهید و ادامه دهید

    11 نشانه غیرقابل انکار زمان رها کردن یک رابطه است

    17. احساسات شما همه جا را فراگرفته است.

    توجه مداوم به خواسته ها و نیازهای همسرتان خسته کننده است.

    این ناتوانی در آرامش می تواند منجر به علائم اضطراب یا افسردگی شود. ممکن است بدخلقی را تجربه کنید و احساس کنید که نظرات شما اهمیتی ندارد یا همه چیز تقصیر شماست.

    شما به ارزش ها و توانایی های خود شک دارید و احساس می کنید هر چقدر هم که تلاش می کنید هرگز نمی توانید آنها را راضی کنید.

    18. شما به یک فرد کنترل کننده تبدیل شده اید.

    احساس گم شدن در یک رابطه می تواند منجر به کمال گرایی و نیاز به انجام همه چیز شود.دقیقا به روش شما

    شما سعی می‌کنید تمام جنبه‌ها و افراد زندگی‌تان را کنترل کنید تا به‌خاطر این که به توانایی‌های خود عمل نمی‌کنید یا نمی‌دانید که هستید، جبران کنید. شما فاقد شادی و شادی واقعی هستید و به یک بی حسی خنثی که در درون شما زندگی می کند رضایت می دهید.

    19. شما در حالت خلبان خودکار هستید.

    شما احساس می کنید زندگی یک روال بزرگ و طولانی است و به سادگی در حال انجام مراحل هستید.

    شما کارها را روز به روز انجام می دهید. شما فاقد انگیزه هستید، و همه چیز مانند یک کار طاقت فرسا به نظر می رسد - بیدار شدن، رفتن به سر کار، درست کردن شام، شستن ظرف ها، ورزش کردن، راه رفتن با سگ.

    هیجان و قدردانی آرزویی که روابط معمولاً به همراه دارد، دیگر وجود ندارد.

    20. شما راه هایی را برای پر کردن خلاء پیدا می کنید.

    می دانید چیزی کم است و به دنبال راه های دیگری (اغلب ناسالم) برای احساس رضایت هستید.

    شما احساس می کنید در دام افتاده اید و ناراحت هستید. بنابراین، شما از مکانیسم‌های مقابله‌ای مانند خوردن احساسات، سوء مصرف مواد، تماشای هولو، خرید تا زمانی که رها شوید، یا افراط در مصرف الکل استفاده می‌کنید تا از احساسات ناخوشایند و مکالمات ناراحت‌کننده جلوگیری کنید.

    برای جلوگیری از این احساسات، می‌توانید از عوامل حواس‌پرتی ساده‌تری مانند حضور در تلفن یا تا دیروقت کار کردن استفاده کنید.

    21. شما احساس می کنید گم شده اید، یا انگار خودتان را فروخته اید.

    چه در نهایت به عزیزان بیشماری که به تغییرات شما اشاره کرده اند باور داشته باشید، چه خودتان متوجه شوید، احساس می کنید پوسته ای از کسی هستید که دارید. قبلا بود

    شماارزش‌ها، باورها، علایق یا اهداف خود را نمی‌دانید، اما تفاوت‌های خود را تشخیص می‌دهید.

    شما دنبال می‌کنید و به شریکتان اجازه می‌دهید که شما را تعریف کند. شما کاری را که فکر می کنید باید انجام دهید، به جای کاری که می خواهید انجام دهید، انجام می دهید.

    اگر خود را در یک رابطه از دست دادید چه کاری باید انجام دهید

    تصمیم گیری در مورد چگونگی بازپس گیری هویت شما بستگی به میزان گمشده شما دارد و اینکه آیا رابطه شما می تواند (یا باید) نجات یابد.

    چه شما فقط در آستانه این هستید که بگویید، "احساس می کنم دارم خودم را گم می کنم"، یا می توانید به طور کامل اعلام کنید "من خودم را گم کرده ام" مراحلی وجود دارد که می توانید برای بازیابی هویت خود، متعهد شدن به زندگی شخصی و (احتمالا) حفظ رابطه خود بردارید.

    • فضای شخصی و زمان ایجاد کنید. زمانی را به تنهایی بگذرانید تا سرگرمی ها و علایق مورد علاقه خود را دوباره بیاموزید و سپس زمان بیشتری را برای دنبال کردن آنها در تنهایی برنامه ریزی کنید.
    • زمانی را با دوستان و خانواده بگذرانید. با عزیزانی که اخیراً از آنها غفلت کرده اید، دوباره ارتباط برقرار کنید. در ارتباط باشید و مرتب برنامه ریزی کنید.
    • مرزها را تعیین کنید و با آنها ارتباط برقرار کنید. در مورد آنچه می خواهید، نیاز دارید و احساس می کنید باز و صادق باشید و شریک زندگی خود را به انجام آن تشویق کنید. همینطور.
    • کارها را بدون شریک زندگی خود انجام دهید. انجام کارها با هم عالی است، اما زمان تنهایی برای حفظ فردیت بسیار مهم است. زمان تنهایی و زمان با هم بودن خود را متعادل کنید، تا هر دو خوشحال باشید.
    • زمانی را برای مراقبت از خود اختصاص دهید. عشق،



    Sandra Thomas
    Sandra Thomas
    ساندرا توماس یک متخصص روابط و علاقه‌مند به خودسازی است که مشتاق کمک به افراد برای ایجاد زندگی سالم‌تر و شادتر است. پس از سال‌ها تحصیل در رشته روان‌شناسی، ساندرا شروع به کار با جوامع مختلف کرد و فعالانه به دنبال راه‌هایی برای حمایت از مردان و زنان برای ایجاد روابط معنادارتر با خود و دیگران بود. در طول سال‌ها، او با افراد و زوج‌های متعددی کار کرده است و به آنها کمک می‌کند تا در مسائلی مانند اختلال در ارتباطات، درگیری‌ها، خیانت، مسائل مربوط به عزت نفس و بسیاری موارد دیگر پیمایش کنند. وقتی ساندرا به مشتریان مربی نمی‌دهد یا در وبلاگش نمی‌نویسد، از سفر کردن، تمرین یوگا و گذراندن وقت با خانواده‌اش لذت می‌برد. ساندرا با رویکرد دلسوزانه و در عین حال صریح خود به خوانندگان کمک می کند تا دیدگاه تازه ای در مورد روابط خود به دست آورند و آنها را برای رسیدن به بهترین خود توانمند می کند.